غم فردا
در غم فردایم و غافل که کشت
در غم فردایم و غافل که کشت
امـشــبـم اندیـشـه فـردای مــن
غم به جا می ماند و زمان زائل می گردد. غم فردا، فردا را نمی سازد،
زمان حال را آلوده می کند و فردا نیز نه روشن، که همرنگ امروز است.
نخ از همانجا عبور می کند که سوزن، نقد جان نباید برای فردا هزینه شود.
لحظات متراکم از غم و اندوه،ندبه و ناله، روح را فدا می سازد.تصمیم گیری
زمان را به همراه خواهد داشت و در حرکت به عمل نهفته است.
